.6 ,5 ,4 ,3 ,2 ,1
!Uh
Bye-bye life
Bye-bye happines
Hello loneliness
...I think I'm gonna die
۱. وقتی مقالهی سعید عقیقی دربارهی «بابفاسی» را میخواندم، نمیدانم چرا درحالیکه هنوز All that jaz را تماشا نکردهبودم اینجملهی عقیقی که «All that jazz برای من جایگاهی فراتر از یکفیلم دارد»، بهنظرم اغراقآمیز آمد. حالا که فیلم را تماشا کردهام، میگویم اصلن هیچکلامی توان بیان زیبایی اینفیلم را ندارد. والاترین سینما برای من «سینمای حدیثنفس» است. اما سینمای «حدیثنفس»ی که در اوج باشد: «همشهریکین»، «هشت-و-نیم»، «چهارصد ضربه» و... اما آنچه که All that jaz در سکانس پایانیاش بهمن داد از همهی اینها فراتر بود. دوستندارم بهخود فیلم اشارهکنم، چون حتمن خیلی ها هنوز فیلم را تماشا نکردهاند. کمال عشق بهزندگی، بههنر و پذیرا شدن مرگ، آنچنان در اینفیلم بهنمایش درآمدهبود که من یکلحظه احساسکردم جدن تا بهحال از عشق چهمیفهمیدهام؟ عشقام بهسینما چهقدر است؟ اصلن عشق است؟ عاشقبودن بهسینما چهگونهاست؟ یا تا بهحال مرگ را چهطور میدیدهام؟ من میتوانم اینطور عاشق زندگی و پذیرای مرگ هم، باشم؟
۲. بابفاسی خود کروئوگراف (طراح صحنههای رقص) فیلم هم هست. اینروزها صحنههای موزیکال بسیاری فیلمها حوصلهام را سر میبرند، «آوای موسیقی» در تماشای دوباره، اصلن آنچیزی نبود که در کودکی غرق در لذتم میکرد. ولی صحنههای رقص All that jazz چیزی دیگر در خود دارند. صحنهی مزیکالی هست که دوستدختر و دختر «جو» در خانه برایاش میرقصند. کجا و در کدامفیلم یکصحنهی موزیکال رقص میتواند اینطور عشق و دوستی آدمها را نسبت بههم نمایشدهد؟ صحنههای موزیکال All that jazz خود داستاناند، جانمایهی فیلماند. نه مثل بسیاری موزیکال ها، تکههای رقصی نا مربوط بههمدیگر و بهداستان که در طول فیلم چیدهشدهباشند. «باب فاسی» برای «نمایش» حرمت قایلاست، «نمایشِ رقص» را زندگی میکند. تفاوت صحنههای رقص فیلم «فاسی» با دیگران درست مثل تفاوتِ نمایش صحنههای «سیرک» و «دلقکها» در فیلمهای «فدریکو فلینی» با دیگر فیلمسازاناست. آن جایگاه رفیعی را که فلینی به سیرک و دلقکها میدهد، فاسی برای «صحنههای رقص» قایلمیشود.



