تبليغاتX
دفترهای سپید بی‌گناهی - جمله‌های قصار سینمایی۲
یکشنبه سی ام مهر 1385
جمله‌های قصار سینمایی۲

اون‌روز با دوست‌ام می‌گفتيم حتا اگر اين کتاب هيچ‌وقت هم منتشر نشه،‌ ما اصلن پشيمون نيستيم از اين‌کار ترجمه‌ی بی‌مزد و مواجب که پدر ما رو درآورد؛ من الان که خودم اين‌ها رو می‌خونم و مثلن می‌بينم فلان ديالوگ رو تونستم حس و لحن‌اش رو توی فارسی دربيارم خوب خيلی‌ لذت‌می‌برم. ضمن‌اين‌که اين ترجمه باعث‌شد بفهميم که چه‌قد زبان نمی‌فهميم!
و یک‌نکته: در پایین بعضی‌جمله‌ها نام فیلم نیامده، این‌ها فیلم‌هایی بوده‌اند که هنوز برابر فارسی خوبی برای‌شان پیدا نکرده‌بودیم و الان و به‌دلیل نبود متن انگلیسی، نام این‌فیلم‌ها را پیدا نکردم.

پیوند مرتبط: جمله‌های قصار سینمایی۱

۱. جری: ما اصلاً نمي‌تونيم با هم ازدواج‌کنيم... من يک مردم.
اسگود اِ فيلدينگ سوم: خوب، هيچ‌کس کامل نيست.
جک‌لمون و جو ايي براون در بعضي‌ها داغ‌شو دوست‌دارن

وودی آلن

۲. آشيل فقط پاشنه‌شو داشت، من بدنی مثل آشيل دارم.
وودی‌آلن جای لنی در آفروديت توانا

۳. به استمنا گير نده، اين مثل خوابيدن با کسی‌يه که دوستش‌دارم.
وودي در آني‌هال

۴. آخرين‌باری که تو يه زن بودم وقتي‌بود که رفته‌بودم ديدن مجسمه‌ی‌آزادی.
وودي در جنايت‌و جنحه

۵. عميق‌ترين عذرخواهی من براي برای خانواده‌ی تروکمن در ديترويده. من قبلاً هرگز بچه‌ای رو نجات نداده‌بودم. و من... من فقط فکر کردم با يخ‌خوردکن می‌شه اين کارو کرد.
وودي جاي لئونارد زليگ

۶. -به کارهای مدرسه‌ت برس و اين‌قدر هی پاي راديو نشين.
-تو خودت هميشه راديو گوش‌می‌دی.
-اين فرق می‌کنه. زندگی ماها قبلاً تباه‌شده.
جولی‌کاونر و ست‌گرين در روز های راديو

۷. نانسی: تو هنوز آدم بالغی نشدی فيلدينگ
فيلدينگ: از چه‌نظر؟
نانسی: خوب از لحاظ شور-و-حال، مسايل جنسی و مسايل عقلانی.
فيلدينگ: آها! اما از بقيه‌ی لحاظ چه‌طور؟
لويس‌لاسر و وودی در موزها

دیگران

آوريل: مي‌تونم يه سوال خصوصي ازت بپرسم؟
دنی: 9 اينچه.
اوا مندز و گرگ‌کينير در

اِد جوان:  همين چند لحظه پيش زني رو ديدم که مطمئنم مي‌خوام باهاش ازدواج‌کنم، ولي اونو گم‌کردم.
آموس: چه‌بد. خوب، مردها بايد از قبل از اين‌که زن‌هاشونو گم‌کنن با اونا ازدواج کنن.
اوان‌مک‌گرگور و دني‌دي‌ويتو در ماهي‌بزرگ

هاواردهيوز: باهام ازدواج مي‌کني؟
اوا گاردنر: تو ديونه‌تر از اوني هستي که باهات ازدواج‌کنم.
لئو دي‌کاپريو و کيت‌بلانشت در هوانورد

مکس: چرا من رو همون‌موقع نکشتي و يه راننده‌ي ديگه نگرفتي؟
وينسنت: چون تو خوبي. ما تو اين‌قضيه با هم شريکيم. تقدير اين‌جوري رقم‌خورده. نظم عالم ما دو تا رو کنار هم قرار داده.
جيمي‌فاکس و تام‌کروز در کولترال

آقاي‌وايت‌سايد، اگر فلورانس نايتينگل هيچ‌وقت پرستاري شما رو کرده‌بود، به‌جاي بنيان‌گذاشتن صليب‌سرخ با جک دِ ريپر [قاتل زنجيره‌اي معروف که چندين زن را به‌قتل‌رساند] ازدواج مي‌کرد.
مري‌وييکس جاي دوشيزه‌پرين در  ‌مردي که براي شام آمد

ترووي: مي‌دوني، من ترجيح‌مي‌دم روي لب‌هام راه‌برم تا‌اين‌که بخوام غيبت کسي رو بکنم، ولي اين جنيس ون‌متر، شرط مي‌بندم واسه اون‌لباس 500دلار پول‌داده اون‌وخ به‌خودش زحمت‌نمي‌ده يه کرست بپوشه.
کلري: مثل‌اين‌مي‌مونه که دو تا خوک باهم زير پتو دعوا کنن.
دالي‌پارتون و اولمپيا‌ دوکاکيس در مگنوليا‌هاي‌فولادين

دنيل: من حس‌مي‌کنم شبيه گلوريا‌ سوان‌سون‌ام [بازي‌گر دهه‌ي20 هالي‌وود و بازي‌گر فيلم‌سانست‌بلوار]
فرانک: تو شبيه مامانشي.
رابين‌ويليامز و هاروي‌فيرستين در خانوم‌دات‌فاير

من تقريباً فراموش‌کرده‌بودم چشم‌هات شبيه چي به‌نظر مي‌رسن. اونا هنوز هم همون‌جورن. رد سوراخ‌هاي شاشيدن تو برف.
مايکل‌کين جاي جک‌کارتر در کارتر رو بگيريد

من فکر مي‌کنم مردمي که با کنايه حرف‌مي‌زنن بايد بيان لاي پاهاي من‌رو بشورن.
جک‌نيکلسون جاي ملوين‌اودال در به‌ترين شکل ممکن

اگه يه‌بار ديگه هلم بده، هم‌چين محکم مي‌زنم تو دهن‌اش که مجبور شه از اين‌به‌بعد واسه شستن دندوناش مسواکو تو کون‌اش کنه.
ترنس‌استمپ جاي برنادت در ماجراهاي پريسيکالا، ملکه‌ي صحرا

موکي: پينو، گاييدمت، پيتزاي به‌گا رفته‌تم گاييدم و فرانک‌سيناترا رو هم گاييدم.
پينو: ها؟ منم تو رو گاييدم. مايکل‌جکسون‌ام گاييدم.
اسپايک‌لي و جان تورتورو درباره‌ي تفاوت‌هاي‌نژادي بحث‌مي‌کنند در کار درستو انجام‌بده

دپوتي: مامان گفت وقتي من اين نشان رو به سينه‌م مي‌زنم تو فکر مي‌کني بايد با من مثل مأمور قانون رفتار کني.
بوفي: آره، درضمن مامان اينم گفت که ديگه مامله‌تو تو لوله‌ي جارو برقي فرو نکني.
ديو شريدن و آنا فاريس در فيلم‌ترس‌ناک

ساتن: چي باعث مي‌شه که تو هميشه بخواي از پشت با من حال‌کني؟ به‌خاطر اينه که مي‌خواي کس ديگه‌اي رو به‌جاي من تصور کني؟
صدام‌حسين: ساتن، کون تو گنده و سرخه. من چه‌کسي رو مي‌خوام جاي تو تصور کنم؟ ليزا مينلي؟
پارک جنوبي:  (صداي تري‌پارکر و مت‌استون)

فرب: تاحالا از هيچ‌کدوم از اين‌کارها احساس‌گناه نکردي؟
داني: معلومه که نه. من رابين‌هودم مرد. از ثروت‌مند مي‌دزدم و مي‌دمش به نيازمند.
فرب: منظورت فقيره؟
داني: نه، همون که گفتم، نيازمند. چون داداش، ما به اين‌ماشين نياز داريم.
جيمز دووال و چي مک‌برايد در سرقت در شصت‌ثانيه

والدين ِ همه، اونا رو به‌گا مي‌دن. والدين بچه‌پول‌دارها زيادي بهشون مي‌دن. مال بچه‌فقيرا به‌اندازه‌ي کافي نمي‌دن. مي‌دوني، توجه زيادي، کم‌توجهي. اونا تنهاشون مي‌ذارن يا درجا مي‌زنن و بهشون چيزاي‌غلط ياد مي‌دن.
ايتان‌هاوک درنقش جسي در پيش‌از طلوع

دختر من کشته‌شده. اونا با اسلحه بهش شليک‌کردن. الان که ما اين‌جاييم، اون داره رو تخت کالبدشکافي تيکه‌تيکه مي‌شه، با چاقو سينه‌شو مي‌شکافن، اون‌وقت تو با من از مسؤليت‌خانواده‌گي حرف مي‌زني؟
شان‌پن جاي جيمي‌مارک‌هام در رودخانه‌ي مرموز

رز: پول! من از پول متنفرم و اونو چيز ناپسند و بي‌ارزشي مي‌دونم.
پدر: و خرجش هم مي‌کني
لوسيل‌برمر و لئون‌آمس در در سنت‌لوئيس به ملاقاتم بيا

مامان من از اون‌مادرهايي بود که هميشه مي‌گفت بهترين‌دوستِ دخترشه. هر وقت که اينو مي‌گفت، من فکر مي‌کردم، "فوق‌العاده‌س، نه تنها گندترين مادر دنيا رو دارم بلکه بهترين دوست‌ام هم يک جنده‌ي بازنده‌س."
کريستينا ريچي جاي ددي در

نوشته‌شده توسط بامداد در 7:56 | | پیوند به این مطلب