تبليغاتX
دفترهای سپید بی‌گناهی - تمنّا [یک فیلم‌نامه‌ی کوتاه]
پنجشنبه سی ام شهریور 1385
تمنّا [یک فیلم‌نامه‌ی کوتاه]

1. بیرون /خیابان /صبح زود

خیابان و تقاطع‌های خلوت و ساکت که گاه‌گاهی ماشینی از آن‌ها عبور می‌کند.


۲. بیرون /خیابان /صبح زود

پاهای یک دختر در حال قدم‌ زدن (نه خیلی‌آهسته نه خیلی‌تند) دیده‌می‌شود. لباس دختر کاملا ساده اما نزدیک به مد روز است. این‌ها لباس‌هایی هستند که با آن‌ها به‌مدرسه می رود.


۳. تو /اتاق پسر /صبح زود

اتاق‌خوابی شلوغ و به‌هم‌ریخته در طبقه‌ی دوم ساختمان که کتاب‌ها و مجله‌هایی در گوشه - و - کنار آن به‌چشم می‌خورد. در انتهای اتاق پنجره‌ای سرتاسری قراردارد که مشرف به خیابان روبه‌روی خانه است. سمت چپ اتاق را به ترتیب جارختی، یک کتابخانه‌ی‌ بزرگ (پر از کتاب‌های فلسفی، تاریخی و سیاسی)، میز کامپیوتر و بخاری اشغال کرده است. روی دیوار هم پسترهایی از فیلم‌ها، هنرپیشه‌ها یا نویسنده‌گان موردعلاقه‌ی پسر به صورت قاب شده نصب شده‌است (به‌طور مشخص پستر فیلم سرخ و عکسی از کریستف کیشلوفسکی). در سمت راست به ترتیب یک کتابخانه به بزرگی قبلی (این یکی پر از رمان‌های قدیمی و جدید، فیلم‌نامه و نمایش‌نامه، کتاب‌های سینمایی و کتاب‌های شعر)، یک قفسه پر از مجله، و تخت پسر قراردارد. میزی هم جلوی قفسه‌ی مجله‌ها گذاشته‌شده که برخلاف بقیه‌ی اتاق کاملا مرتب‌است. روی آن چند کتاب، یک جاقلمی و یک تخته‌شاسی که روی آن کاغذ چرک‌نویس های فیلم‌نامه‌ای به‌نام "تمنّا" وجود‌ دارد گذاشته شده. وضعیت این‌میز به‌شکلی‌ست که نشان‌می‌دهد پسر چیزهایی می‌نویسد و این‌میز فقط برای نوشتن استفاده‌می‌شود. زیر پنجره‌ی اتاق هم یک مبل تک‌نفره گذاشته‌شده با یک عسلی کوچک.
پسر پشت کامپیوتر نشسته. کامپیوتر را خاموش می‌کند و از پشت آن بلندمی‌شود؛ درحالی که خمیازه‌ای می‌کشد به سمت پنجره می‌رود پرده را با دست کنارمی‌زند و از لای پرده بیرون را نگاه‌می‌کند. ابتدا به آسمان و دوردست، بعد به خیابان و تک‌وتوک عابری که از آن می‌گذرد. این کار همیشه‌گی اوست، هر روز صبح. سپس به رختخواب می‌رود و می‌خوابد.
                                                                                    

۴. تو /اتاق پسر /صبح زود

پسر روی تخت درازکشیده و کتاب می‌خواند. بعد بلندمی‌شود و به سمت پنجره می‌رود و طبق معمول بیرون را نگاه‌می‌کند. دختری را می‌بیند که پایین پنجره‌ی اتاق‌اش ایستاده. دختر مقنعه به‌سر، کوله‌ای بر دوش و لباسی ساده اما نزدیک به مد روز به‌تن‌دارد. شاید منتظر کسی است، شاید هم نه. دختر مدتی در همان حالت می‌ایستد سپس راه‌می‌افتد و قدم‌زنان (نه خیلی‌آهسته نه خیلی‌تند) در امتداد خیابان دور می‌شود.


۵. تو /اتاق پسر /صبح زود

پسر به پنجره‌ی اتاق نزدیک‌می‌شود، پرده را کنار می‌زند و دختر را پایین پنجره می‌بیند.دختر سرش را برمی‌گرداند و به پسر نگاه‌می‌کند. نگاه این‌دو چند‌لحظه با هم تلاقی‌می‌کند. حالتی خاص در چهره‌ی دختر نقش‌می‌بندد چیزی مثل یک لبخند محو. پسر از پشت پنجره کنارمی‌رود و بعد از چند‌لحظه دیده‌می‌شود که او از خانه خارج‌شده و به‌سمت دختر می‌رود. پسر با دختر صحبتی می‌کند سپس با هم در امتداد خیابان شروع به قدم‌زدن می‌کنند و از دید خارج‌می‌شوند.
                                                                                             

۶. بیرون /خیابان روبه‌روی اتاق پسر /صبح زود

پسر دیده‌می‌شود که می‌آید پشت پنجره، پرده را کنارمی‌زند و  به نقطه‌ای خاص خیره می‌شود (دقیقن مانند نمای قبل). بعد از چندلحظه از پشت پنجره کناررفته، از خانه بیرون‌می‌آید، با فضای خالی (جایی که در نمای قبل دختر ایستاده‌بود) صحبت‌می‌کند و در امتداد خیابان شروع به قدم‌زدن‌ می‌کند.


۷. تو /اتاق پسر /صبح زود

از پشت پنجره‌ی اتاق پسر دختر دیده‌می‌شود که پایین پنجره ایستاده‌است.کسی در اتاق حضورندارد. دختر سرش را برمی‌گرداند و درست عین وقتی که به پسر نگاه‌کرده‌بود، به‌پنجره نگاه‌می‌کند. بعد از مدتی به شکلی که انگار کسی کنار اش ایستاده به فضای خالی نگاه‌می‌کند و باز به‌شکلی که انگار همراهی کنار اش راه می‌رود، در امتداد خیابان شروع به قدم‌زدن می‌کند.


۸. تو و بیرون /اتاق پسر و خیابان /صبح زود

الف- پسر پشت میز نشسته، قلمی در دست دارد و  در حالتی خلسه‌گون فرو رفته
ب- پاهای دختر در حال راه رفتن به همان شکل که در ابتدا دیده‌شد، حالا کم‌کم تمام هیکل او دیده‌می‌شود. همان‌دختر پای پنجره است.
الف- پسر از پشت میز بلند می شود و از دید خارج می شود.
ب- دختر قدم‌زنان از دید خارج می شود.
الف- میز و جای خالی پسر دیده‌می‌شود.
ب- خیابان‌های خلوت و ساکت دیده‌می‌شوند.

                                                                                        پایان

 

چند توضیح: در نگارش این‌فیلم‌نامه چندان پابند دستورهای نگارش فیلم‌نامه نبوده‌ام. همان‌طور که آمده این ویراست یکم فیلم‌نامه است و معنی‌اش این‌است که برای رسیدن به فیلم‌نامه‌ی نهایی حتمن احتیاج به دست‌کاری‌هایی هست. هنگام نگارش این‌فیلم‌نامه احتمالن هفته‌های پایانی پاییز یا هفته‌های آغازی زمستانِ 84 است.

نوشته‌شده توسط بامداد در 2:48 | | پیوند به این مطلب